غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
خوشا جانی که نذر جان اولاد پیمبر شد خوشا عمری که عمری در مسیر نوکری سر شد زمین افتاده باش ای دل بزرگت میکنند اینجا ابوذر از سر افـتـادگیهـایش ابـوذر شد تو را این عشق جایی میرساند که نمیدانی همان جایی که جونش چون گلستانها معطر شد مگر بی کربلا این زندگانی ارزشی دارد؟ خوشا هر کس برایش رزق پابوسی مقدر شد اگر دارم بهایی از حسین بن علی دارم به لطف گریه بر او اعتبارم صد برابر شد من از این زندگی چیزی به جز روضه نمیخواهم خوشا چشمی که با اشک عزای او منور شد فدای آن امامی که نماند از پیکرش چیزی به قربان همان جسمی که رفته رفته کمتر شد شنیدم ذبح مکروه است مردم با لب تشنه چه با آب حیات خانه ساقی کـوثر شد؟! |